ان الله مع الصابرين
همانا خداوند با صبر پيشه كنندگان است
---------------------------------------------->
لا تخلو الارض من قائم بحجة (اما) ظاهر مشهور، أو خاف مغمور، لئلا تبطل حجج الله و بيناته زمين از برپا دارنده حجت تهى نباشد، چه او آشكار باشد و مشهور و چه مخفى و پنهان، و اين از آن روست كه حجتها و بينات الهى باطل نشود. ينابيع المودة، ج 1 ، ص 89، ح 34 ، اكمال الدين، ص 291 ، ح 2، نهج البلاغه ، ج 4 ، ص 37 خطبه 147
---------------------------------------------->
سوره بقره، آيه 155 وَ لَنَبْلُوَنَّكُم بِشيْء مِّنَ الخَْوْفِ وَ الْجُوع وَ نَقْص مِّنَ الأَمْوَلِ وَ الأَنفُسِ وَ الثَّمَرَتِ وَ بَشرِ الصبرِينَ(155) و البته شما را به چيزي از ترس و گرسنگي و كمبودي از اموال و جانها و ثمرات ميآزماييم و مژده ده صبر پيشگان را.
امام صادق عليهالسلام فرمود: به ناچار بيش از قيام قائم. سالي خواهد بود كه مردم در آن گرسنگي كشند و ترس شديدي از جهت كشتار به آنان رسد. و در اموال و جانها و ميوهها كمبودي حاصل گردد. و البته اين مطلب در قرآن به روشني آمده و سپس همين آيه را تلاوت فرمود.
كتاب الغيبة، ص 132.
---------------------------------------------->
سوره بقره، آيه 1-3 الم(1) ذَلِك الْكتَب لا رَيْب فِيهِ هُدًي لِّلْمُتَّقِينَ(2)الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصلَوةَ وَ ممَّا رَزَقْنَهُمْ يُنفِقُونَ(3) الم. از اسرار و رموز قرآن است. اين كتاب كه هيچ ترديدي در آن نيست. روشنگر راه پرهيزكاران است. آنانكه به غيب ايمان آوردند و نماز را بر پاي دارند و از آنچه به ايشان روزي دادهايم انفاق ميكنند.
امام صادق عليهالسلام در جواب سائل كه از او پيرامون اين آيه توضيح خواست ميفرمايد: متقيان شيعيان علي عليهالسلام هستند و غيب همان حجت پوشيده از نظرهاست.
كمالالدين و تمام النعمه، جلد 2، ص 340.
---------------------------------------------->
سوره بقره، آيه 155 وَ لَنَبْلُوَنَّكُم بِشيْء مِّنَ الخَْوْفِ وَ الْجُوع وَ نَقْص مِّنَ الأَمْوَلِ وَ الأَنفُسِ وَ الثَّمَرَتِ وَ بَشرِ الصبرِينَ(155) و البته شما را به چيزي از ترس و گرسنگي و كمبودي از اموال و جانها و ثمرات ميآزماييم و مژده ده صبر پيشگان را.
امام صادق عليهالسلام فرمود: به ناچار بيش از قيام قائم. سالي خواهد بود كه مردم در آن گرسنگي كشند و ترس شديدي از جهت كشتار به آنان رسد. و در اموال و جانها و ميوهها كمبودي حاصل گردد. و البته اين مطلب در قرآن به روشني آمده و سپس همين آيه را تلاوت فرمود.
كتاب الغيبة، ص 132.
---------------------------------------------->
بر قامت دلرباي مهدي(عج) صلوات قيامت قامت و قامت قيامت قيامت ميكند اين قدّ و قامت مؤذّن گرببيند قامتت را به «قد قامت» بماند تا قيامت بر قامت دلرباي مهدي(عج) صلوات ناصر عمادي - اصفهان - علوم تربيتي
---------------------------------------------->
امام زمان(عج) ياران مهدي را بايد در ميان سلاح بردوشان و كفن پوشان و جان بركفان و مبارزان و سنگر نشينان و خدمتگذاران به اين انقلاب و تقويت كنندگان سپاه دين و حرمت گذاران به خون و خانواده شهيدان يافت. نه در ساكنان و بي تفاوتان! و نه در رفاه زدگان و عافيت طلبان. يا مهدي! «حضور» چون «غيبت» تو، زمان و تاريخ را آكنده است؟! حاضرترين حاضران ،به گردپاي «حضور غايبانهات»نميرسند. اي معني حضور در غيبت! از جواد محدثي - فرستنده مطهره اثني عشري
---------------------------------------------->
السلام عليك يا فارس الحجاز ديرگاهي است كه تو را ميشناسم. از آن زماني كه خود را يافتهام غروبهاي جمعه هميشه برايم دلتنگ كننده و دلگير بوده است، وقتي با نام زيبايت آشنا شدم معناي غربت و كسل بودن غروبها را يافتم. آن زمان لحظات آخريني بود كه منتظران ظهورت دعاي سمات را اشكبار زمزمه ميكردند شايد كه بيايي اما تاكنون كه در پرده غربتي. مهدي جان! تو حاضري و مارااز وراي ابر غيبت هماره نگهبان و مراقب. ميدانم اگر لحظهاي لطفت از سرمان برداشته شود آن لحظات طوفانيترين زمانهاست. مولا! تنها تو را ميشناسم و براي درد دل تنها گوش شنواي توست كه پذيراي دل دردمند ماست. مولاي، غريب! من نيز از تو درد آشناتر در اين روزها هيچ كس را ندارم، روزهاي بي كسي و تنهايي، روزهايي كه ميدانم در قافله عشاقت خيلي عقب ماندهام. آنها بال درآوردهاند و پاي ره ميسپارند و سير و سلوك ميكنند امامن با پاي لنگ و سنگ در راه بادلي ظلمت گرفته، گريان بر جاي ماندهام. قفلي زنجيردار مرا نميگذارد كه ره پيمايم. مولا خود پناهم ده. مولا خود نجاتم ده. ن. يوسفي چوبيني - آزاد شهركرد
---------------------------------------------->
السلام علي المهدي الذي و عدالله عزوجل - به الامم چراغ خانه را روشن كنيد، آواز بگذاريد كسي بايد بيايد، لاي در را باز بگذاريد بيفشانيد آبي بر حياط و يادتان باشد كه در بالاي مجلس چهار بالش ناز بگذاريد الا دلهاي تمرين كرده دور از او پريدن را از اينجا تا رسيدنگاه او پرواز بگذاريد بياييد، بيشتر گل ميدهد بيش انتظاران را اگر دل كندهايد از اين صبوري باز بگذاريد نگاهش راهزن بسيار دارد من كه ميترسم مگر در رهگذار چشم او سرباز بگذاريد! فرستنده: مشترك 031264 - علوم پايه - فردوسي مشهد 